عـکس تو عـکس

این وبلاگ البوم انواع عـکس هرچی شما بخواهید


آلبوم سی و پنجم هنرمندان

مرگ از دیدگاه هنرمندان ایران 

باعكس


توصیف مرگ از دیدگاه هنرمندان (+عكس)

مهرانه مهین ترابی
توصیف
مرگ از دیدگاه هنرمندان (+عكس)| HiPersian.Com

مرگ لحظه ای ناگزیر در زندگی هر موجود زنده ای است فقط کاش همیشه قدر یکدیگر را بدانیم و می خواهم طوری بمیرم که کسی کینه ای از من به دل نداشته باشد.

پوریا پورسرخ
توصیف
مرگ از دیدگاه هنرمندان (+عكس)| HiPersian.Com

می خواهم لحظه ای این اتفاق برایم بیفتد که وقتی به پشت سرم نگاه می کنم کاری نکرده باشم که از انجامش پشیمان و شرمنده باشم.

مهناز افشار
توصیف
مرگ از دیدگاه هنرمندان (+عكس)| HiPersian.Com

دلم نمی خواهد خفه شوم یا در آب غرق شوم مرگ هر چه با آرامش و بی سر و صداتر باشد بهتر است.

اردلان شجاع کاوه
توصیف
مرگ از دیدگاه هنرمندان (+عكس)| HiPersian.Com

به قول شاعر نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد اما دوست داشتم نوع مردنم را می دانستم تا خودم را آماده کنم.

فلامک جنیدی
توصیف
مرگ از دیدگاه هنرمندان (+عكس)| HiPersian.Com

فقط مریض نباشم و در بستر بیماری نمیرم کافی است.

یوسف تیموری
توصیف
مرگ از دیدگاه هنرمندان (+عكس)| HiPersian.Com

کاش جوری بمیرم که همه بگویند حیف شد که مرد نه اینکه راحت شدیم یا مثلاً از دستش خلاص شدیم و این جور حرف ها.

نیما مسیحا
توصیف
مرگ از دیدگاه هنرمندان (+عكس)| taknaz.ir

خیلی خوب است که آرام بمیرم مثلاً در خواب و … امیدوارم آن لحظه خدا از من راضی باشد.

و شعری اززنده یادفریدون مشیری
نده یاد
توصیف
مرگ از دیدگاه هنرمندان (+عكس)| taknaz.ir

چرا از مرگ می ترسید ؟

چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید ؟

چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید ؟

مپندارید بوم ناامیدی باز

به بام خاطر من میکند پرواز

مپندارید جام جانم از اندوه لبریز است

مگویید این سخن تلخ و غم انگیز است

مگر می، این چراغ بزم جان مستی نمی آرد

مگر این می پرستی ها و مستی ها

برای یک نفس آسودگی از رنج هستی نیست ؟

مگر افیون افسونکار

نهال بیخودی را در زمین جان نمی کارد

مگر دنبال آرامش نمی گردید

چرا از مرگ می ترسید ؟

کجا آرامشی از مرگ خوشتر کس تواند دید

می و افیون فریبی تیز بال وتند پروازند

اگر درمان اندوهند

خماری جانگزا دارند

نمی بخشند جان خسته را آرامش جاوید

خوش آن مستی که هوشیاری نمیبیند

چرا از مرگ می ترسید ؟

چرا آغوش گرم مرگ را افسانه میدانید ؟

بهشت جاودان آنجاست

گر آن خواب ابد در بستر گلوی مرگ مهربان آنجاست

سکوت جاودانی پاسدار شهر خاموشی است

همه ذرات هستی محو در رویای بیرنگ فراموشی است

نه فریادی، نه آهنگی، نه آوایی

نه دیروزی، نه امروزی، نه فردایی

جهان آرام و جان آرام

زمان در خواب بی فرجام

خوش آن خوابی که بیداری نمیبیند !

سر از بالین اندوه گران خویش بردارید

در این دنیا که هر جا هر که را زر در ترازو زور در بازوست

جهان را دست این نامردم صد رنگ بسپارید

که کام از یکدگر گیرند و خون یکدگر ریزند

درین غوغا فرو مانند و غوغا ها بر انگیزند

سر از بالین اندوه گران خویش بردارید !

همه بر آستان مرگ راحت سر فرود آرید

چرا آغوش گرم مرگ را افسانه میدانید ؟

چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید ؟

چرا از مرگ می ترسید ؟

دوشنبه 04 دی 1391  توسط akstak  | ارسال نظر(0)

 

 



با سلام این شاید میشه گفت وبلاگ نیست بیشتر به یک آلبوم عکس میبره بله هرچی در مورد هر مطلبی عکس هست من خدمت گزار همه شما هم میهنان هستم فقط دست رنج ما یک نظر کوچیک پر محتواست و همین طور هم هست دوستون دارم مخلص شما همه هستم . یا علی مدد
WWW.TAK24F@YAHOO.COM

 

 

post
post
سلام به همه عزیزان
post
سلام به همه عزیزان
سلام به همه عزیزان
سلام اینهم نوه ناز
قدر وجود نازنین دو آیت خدا را بدانید
ام ابیها و مادر همه مومنین
اگه نیستی ولی بهترین جائی اونهم تو قلبم

 

دی 1398
اردیبهشت 1397
فروردین 1394
بهمن 1393
دی 1393
فروردین 1393
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
دی 1391
آذر 1391

 

حسن

 

[Link_Title]

 

 

RSS 2.0

.: Weblog Themes By PayamBlog :.

 

VPN Service

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران